جواهرات کاستافیوره
جواهرات کاستافیوره داستانی است که در آن اساساً هیچ اتفاق خاصی نمی افتد. عمارت کاپیتان هادوک، سالن مارلین اسپایک را می توان یک تئاتر در نظر گرفت و شخصیت ها را بازیگران یک نمایشنامه که افراد دیگر از جمله یک پزشک و تعدادی کولی که با ساکنان قصر همراه میشوند.
خلاصه داستان جواهرات کاستافیوره
بیانکا کاستافیوره به همراه دستیار خود ایرما و آقای واگنر پیانیست به عمارت کاپیتان هادوک (مارلین اسپایک) میآیند.
در این میان گروهی از کولیها نیز به دعوت کاپیتان هادوک به قصر میآیند تا برای مدتی کوتاه در آنجا اسکان پیدا کنند. در این بین زمرد گرانقیمت کاستافیوره به سرقت میرود و افراد زیادی توسط برادران تامسون متهم میشوند. در آخر مثل همیشه تن تن موفق به حل این معما میشود و متوجه میشویم که دزد این جواهر، یک کلاغ بوده!
یک کمیک استریپ تئاتری
جلد این کتاب به خودی خود نمایی از اجرای صحنه ای است. تن تن تماشاگران را به دیدن نمایش دعوت می کند؛ سکوت لطفا!
با این حال، فضای ماجراجویی همچنان وجود دارد. در صفحه 43 تن تن کتاب جزیره گنج را می خواند، کتاب نویسنده بریتانیایی رابرت لوئیس استیونسون که در سال 1883 منتشر شد. این یکی از کتاب های مورد علاقه هرژه بود.
کولی ها
یک ضرب المثل رومانیایی می گوید: "کولی ها از دور انسان به نظر می رسند." اگرچه این بسیار توهین آمیز است، ولی نشان دهنده نگرش عمومی آن زمان نسبت به این افراد است.
هرژه با نوشتن این داستان، یکی از اولین کسانی بود که کولی ها را گونه ای به تصویر کشید که کمی نگاه ها به آنها عوض شد.
بیانکا کاستافیوره
با وجود اینکه بیانکا کاستافیوره در سرتاسر جهان مشهور است، به نظر می رسد که کارنامه نسبتاً محدودی دارد. مشهورترین آهنگ او، اپرای فاوست گونود است.
اتاق بلبل میلانی در تالار مارلین اسپایک شباهت زیادی به اتاق پادشاه در کاخ Le Chateau de Cheverny در فرانسه دارد.
جواهرات
کمد لباس بیانکا کاستافیوره فوق العاده است. این خواننده همیشه میترسد که جواهراتش به سرقت برود. در پایان این دقیقا همان چیزی است که اتفاق می افتد. برادران تامسون به نوبه خود، نستور، ایرما و کولی هایی که کاپیتان هادوک به کاخ خود دعوت کرده است را متهم میکنند. سرانجام زمرد توسط تن تن، در لانه زاغی پیدا میشود.
عمارت
هر قسمت از سالن مارلین اسپایک که خوانندگان در راز اسب شاخدار و گنج های راکهام می بینند مستقیماً بر اساس عکس های بروشور منتشر شده در دهه 1940 است که عنوان کامل آن به این شرح است (ترجمه شده به انگلیسی): Historical stately homes. از فرانسه. CHEVERNY.
این تنها منبعی بود که هرژه هنگام ایجاد سالن مارلین اسپایک باید از آن استفاده می کرد.
این کاخ با شکوه در سال 1625 به سبک کلاسیک لویی سیزدهم ساخته شد
سوپر تورنسل
یکی از عجایب این داستان این هستش که پروفسور تورنسل یک تلویزیون رنگی بزرگ را پنج سال زودتر از زندگی واقعی اختراع می کند.
علم در خدمت عشق
یکی از دیگر اختراعات تورنسل در داستان، نژاد جدیدی از گل رز است. پروفسور عاشق بیانکا کاستافیوره است. این اولین بار است که اختراع او خطر ربوده شدن توسط جنایتکاران شرور را ندارد!